تویی تو (86)
-
تاریخ: 1397/12/12 ساعت: 10:59
( 86 ) تویی تو امروز مرا مونس و غمخوار ، تویی تو بر جان و دلم ، سرور و سالار تویی تو سوگند به گلبرگ رخت ای گل خندان زین بعد مرا ، محرم اسرار ، تویی تو بیمارم و تب دارم و مینالم و اکنون دانم که ط
جنون عشق ( 87 )
-
تاریخ: 1397/12/12 ساعت: 10:59
( 87 ) جنون عشق شبی آرام در مهتاب لرزید دل آیینه ، از برق نگاهی زپشت پنجره،بر سینه ام ریخت نیاز و ناز ، از چشم سیاهی چنان برق تجلی از افق زد که بر دلها زند هرچند گاهی نه در دل ماند، آرام و قرا
من - تو ( 88 )
-
تاریخ: 1397/12/12 ساعت: 10:59
( 88 ) من - تو تو زلال صبح صادق منم آن غروب غمگین تو شروع شعر زیبا من و آه و درد دیرین مت و انجماد و سرما تو و شوق ماه و پروین تو صفای نوش چشمه منم آن خزان رنگین تو سبک ، روان و جاری منم ا
تو - من ( 89 )
-
تاریخ: 1397/12/12 ساعت: 10:59
( 89 ) تو - من منم آن شمیم گیلاس توچه سخت ! ، سنگ الماس من و درد و این صبوری من و خنده های صوری تو ، چو صخره ها ، چو دیوار من از عشق و شور ، سرشار من و دشت مهربانی من و دل به همزبانی تو
گل باغ آشنایی ( 90 )
-
تاریخ: 1397/12/12 ساعت: 10:59
( 90 ) تضمین غزلی از فخرالدین عراقی در قالب مسمط مخمس گل باغ آشنایی سحری به گوشم آمد ، به نوای خوش ، صدایی که به بیدلان خوش آید ، چو رسند بر نوایی دل و جان من مرنجان ، که بود مرا خدایی (( ز دو
دست محبت ( 91 )
-
تاریخ: 1397/12/12 ساعت: 10:59
( 91 ) دست محبت ای یار نازنین ، که ز من دل ربوده ای گویم به شوق دیدن رویت ، سروده ای واهی نبود ،گفته ی یاران ز لطف دوست خاریم ما و نوگل خندان ، وجود اوست باچشم منتظر ، به رهت دیده دوختم در انت
چشمه جاری ( 92 )
-
تاریخ: 1397/12/12 ساعت: 10:59
( 92 ) چشمه جاری رستا ، مگر تو شاعر و فاضل ندیده ای ؟ دادی صفات عالی و کامل به بنده ای ؟ یا اینکه بودم آینه ای صاف و بی غبار کاندر میان آینه ، خودرا تو دیده ای ؟ من در برابرت بخدا ، همچو ذره ام
ساغر دل - 93
-
تاریخ: 1397/12/12 ساعت: 10:59
( 93 )ساغر دل شب است و ساغر دل،یار شامگاه منست طپیدن دل تنها به شب ، گواه منست به هر غروب پراز غم ، نوای سنتورمنشانگر دل غم دیده و تباه منست در انتظار پیام تو مانده ام ، شب و روزبه راه آمدنت ، منتظر ،
زنجیر محبت -- 94
-
تاریخ: 1397/12/12 ساعت: 10:59
(94)زنجیر محبت لبخند تو افکند به دل شور ، عزیزملرزید دل از فاصله ی دور ، عزیزم رنگ رخ تو ، چون مه تابان و درخشانبر جان و دل افکند بسی نور ، عزیزم دل، گرم شد از تابش خورشید نگاهتامروز ، من از نور تو ،
کجا جویم تورا 95
-
تاریخ: 1397/12/12 ساعت: 10:59
( 95 )کجا جویم تورا من امشب ، بلبل مستم ، غزلخوانکه میسوزم ز درد عشق ، پنهان چنانم مست ، از عطر وجودتچو بوی خاک ، در هنگام باران مریض عشقم و دردم نداردبجز روی چو مهتاب تو ، درمان چو مرغ سر بریده ، بیق