خرید بک لینک

( 91 )

دست محبت

ای یار نازنین ، که ز من دل ربوده ای

گویم به شوق دیدن رویت ، سروده ای

واهی نبود ،گفته ی یاران ز لطف دوست

خاریم ما و نوگل خندان ، وجود اوست

باچشم منتظر ، به رهت دیده دوختم

در انتظار دیدن روی تو ، سوختم

بر دیده ، پا بنه ، که به سر ، افسرمنی

جان منی و روح منی ، سرور منی

کارم شده است ، خوردن غم در فراق یار

دیوانه دل ، تو بگذر از این یار و این دیار!

ره بی نشان دوست پر ازخوف و وحشت است

دستم بگیر ، دست تو ، دست محبت است

در حسرتم بسی ، نفسی با تو سر کنم

غمهای روز گار ، ز جانم ، بدر کنم

ما عاشقیم و عاشق عشق و محبتیم

جان برکفیم و بنده ی درگاه رحمتیم

نوشیده ام شراب تجلی ، من از ازل

مستیم و عاشقیم ، نه تنها در این غزل

(محمود ) ، رفت صبر و تحمل ز قلب زار

یارب ، زدست شد ، دل خونم از اتتظار

محمود انصاری کلیبری ( محمود )

برچسب: نویسنده: الینا صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 12 اسفند 1397 ساعت: 10:59

صفحه بندی