( 90 )
تضمین غزلی از فخرالدین عراقی در قالب
مسمط مخمس
گل باغ آشنایی
سحری به گوشم آمد ، به نوای خوش ، صدایی
که به بیدلان خوش آید ، چو رسند بر نوایی
دل و جان من مرنجان ، که بود مرا خدایی
(( ز دو دیده خونفشانم ، ز غمت شب جدایی ))
(( چکنم که هست اینها ، گل باغ آشنایی ))
سخنی بگوی جانا ، به کلام خوش بیانت
همه عمر و هستی من ، به فدای جسم و جانت
به صفای آن کلامی ، که بر آید از دهانت
(( همه شب نهاده ام سر چوسگان بر آستانت))
(( که رقیب ، در نیاید ، به بهانه ی گدایی ))
به گدای درگهش گر ، نظری کند که باید
بخدا که آرزوها ، ز من غمین بر آید
بچمن ، به موسم گل ، اگر آن صنم در آید
(( مژه ها و چشم شوخش ، بنظر چنان نماید))
(( که درون سنبلستان ، چرد آهوی ختایی ))
نتوانم اینکه گویم ، به نگاه تو ، چه راز است
که وجود من ، سراپا ، به رهت همه نیاز است
بنگر دمی به چشمم ، نگهت چه دلنواز است
((در گلستان چشمم زچه رو همیشه باز است))
(( به امید آنکه شاید ، تو بچشم من در آیی ))
ز عنایت و محبت ، شب من بساز روشن
دل من بسان شیشه ، دل تو ز سنگ و آهن
نه امید مانده در دل ، نه توان ، ز درد بر تن
(( سر برگ گل ندارم زچه رو روم به گلشن ))
(( که شنیده ام ز گلها همه بوی بیوفایی ))
تو قدم فرا نهادی ، ز ستمگران پیشین
چه کشی تو عاشقانرا ، به جفاوظلم چندین
بکدام رسم و آیین ، به کدام کیش یا دین
((بکدام مذهب است این بکدام ملت است این))
(( که کشند عاشقی را که تو عاشقم چرایی))
به ره جنون فتادم ، غم تو ، به دل نهادند
پی من ، به خنده ، طفلان ، به تمسخرم فتادند
همه عاشقان بی دل ، به زمانه ، نا مرادند
((بطواف کعبه رفتم ، به حرم رهم ندادند))
((که تودربرون چه کردی که درون خانه آیی))
به دری دگر رسیدم ، در خانه ، باز دیدم
به درون خانه رفتم ، همه پر نیاز دیدم
به رخ نیازمندان ، همه رمز و راز دیدم
((به قمار خانه رفتم ، همه پاکباز دیدم ))
((چو به صومعه رسیدم ، همه زاهد ریایی))
بنگر که با چه جلوه ، چو مه از افق بر آمد
به شکوه و جلوه گویی ، که بهار دیگر آمد
تو ز غم نگوی ( محمود) ، زمان غم سر آمد
((در دیر میزدم من ، که ندا ز در در آمد))
((که درآ درآ (عراقی) که تو هم ازآن مایی))
محمود انصاری کلیبری ( محمود)
برچسب:
نویسنده: الینا صالحپور