خرید بک لینک

( 106 )

الهی

الهی با چنین سختی نخواهم زندگانی را

الهی با چنین پیری نمبخواهم جوانی را

الهی درد و غم در سینه سنگین است ومینالم

الهی سوختم ، تا کی تحمل ناتوانی را ؟

الهی صحبت مردم دو رویی گشت و افسانه

الهی تیره بختی بین ، که گم کردم معانی را

من از درد ریاکاری ، دو رویی جان به لب دارم

چه میکارند در دلها ، ریا و بد گمانی را !!

زشیخ و زاهد و مفتی ، ندیدم جز ریا کاری

که میتازند دور از چشم ، اسب کامرانی را

تظاهر میکند غوغا به جمع عابد و زاهد

به دل گوید ، منم بر تر ، ندیدی آن فلانی را؟

جهنم گشته این دنیا ، ز جور عابد و زاهد

چو در باور ندارند آن ، بهشت آسمانی را

دگر بیزارم از دنیا ، بیا ( محمود ) لب بربند

که من با این چنین وضعی ، نخواهم زندگانی را

محمود انصاری کلیبری ( محمود )

برچسب: نویسنده: الینا صالح‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:07

صفحه بندی