( 109 )
لبخند, عشق
بستم از روز ازل ، با آسمان پیمان عشق
تا برویم همچو گل ، بامهر در گلدان عشق
خنده ها زد بر دلم ، آیینه ی جام ازل
گفت میدانی چه سختیهاست در میدان عشق؟
صد سخن در دل ، هزاران زخم در صحرای تن
دیده ام صدها بلا ، در بند و در زندان عشق
گردش دنیا ، چه مجنونها که اندر خاک کرد
لیک صدها لاله پرورده است در دامان عشق
گفتم این نور خدایی ، در دل و جان منست
زنده ام از مهرجانان ، گوش برفرمان عشق
شمع عشقم ، ای نسیم عقل ، خاموشم نکن
بگذر از من تا بمانم همچنان حیران عشق
چون کبوتر میکنم پرواز در هفت آسمان
تا به جاویدان ، منم سرگشته ی پنهان عشق
تا دلت ، ( محمود ) باشد گرم ، از نور خدا
همچنان خندد به روی تو ، لب خندان عشق
محمود انصاری کلیبری ( محمود )
برچسب:
نویسنده: الینا صالحپور